دبیرستان پسرانه ابوذر منطقه 11 تهران
علمی ، آموزشی ، مذهبی ، سرگرمی و ....

 

 
 
 
دوستان عزیز
در اینجا چند نمونه از کتاب های مناسب را با امکان دسترسی آسان برایتان گذاشته ام
 
برای خواندن هر کتاب کافی است بر روی عکس کتاب کلیک کنید

 

 


برچسب‌ها: کتاب
نوشته شده در تاريخ شنبه 16 دی1391 توسط جواد رضایی

سه نفر برای خرید ساعتی به یک ساعت فروشی مراجعه میکنند.

قیمت ساعت ۳۰ هزار تومان بوده و هر کدام نفری ۱۰ هزار تومن پرداخت میکنند تا آن ساعت را خریداری کنند…

بعد از رفتن آنها ، صاحب مغازه به شاگردش میگوید قیمت ساعت ۲۵ هزار تومان بوده.

این ۵ هزار تومان را بگیر و به آنها برگردان شاگرد ۲ هزار تومان را برای خود بر میدارد و ۳ هزار تومان باقیمانده را به آنها برمیگرداند. (نفری هزار تومان) حال هر کدام از آنها نفری ۹ هزار تومان پرداخت کرده اند . که ۳*۹ برابر ۲۷ میشود این مبلغ به علاوه آن ۲ هزار تومان که پیش شاگرد است میشود ۲۹ تومان هزار تومان باقیمانده کجاست ؟

طراح سوال : دکتر حسابی


برچسب‌ها: مسابقه با جایزه
نوشته شده در تاريخ شنبه 3 آبان1393 توسط جواد رضایی


برچسب‌ها: عکس
نوشته شده در تاريخ شنبه 3 آبان1393 توسط جواد رضایی

نمونه سوالات علوم هشتم

دانلود

حجم فایل400 KB

نکته های درس 2علوم هشتم درادامه مطلب

 



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 2 آبان1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

 

 


برچسب‌ها: مذهبی

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 2 آبان1393 توسط جواد رضایی

نوشته شده در تاريخ جمعه 2 آبان1393 توسط جواد رضایی


برچسب‌ها: اطلاعیه
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مهر1393 توسط جواد رضایی

برزخ مخصوص زائران امام حسین (ع)

 یکی از علمای نجف اشرف نقل میکند : یکی از شیخصیتهای دینی حوزه نجف اشرف هر پنج شنبه که حوزه تعطیل بود بعد از نماز صبح پای پیاده و از مسیر صحرا به زیارت حضرت سیدالشهدا میرفت و در انجام اینکار اهتمام خاصی میورزید . 

به ایشان گفته شد :سن شما بالا رفته و جسمتان نحیف شده ولی همچنان با پای پیاده در سرما و گرما به کربلا میروید چرا وسیله ای برای سفرتان بکار نمیگیرید .

گفت:قبل از اینکه چیزی (کرامتی)ببینم با پای پیاده میرفتم پس چگونه ممکن است بعد از اینکه چیزهایی را دیدم با پای پیاده نروم .


برچسب‌ها: مذهبی

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مهر1393 توسط سید علیرضا هاشمی پور شوشتری

آب زنید دست را

سجده کنید هست را 

ماه حسین می رسد

سیر کنید گشنه را

آب دهید تشنه را

دور کنید خنده را

ماه حسین می رسد

عفو کنید بنده را

ارج نهید زنده را

یاد کنید رفته را

ماه حسین می رسد

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مهر1393 توسط سید علیرضا هاشمی پور شوشتری

امام باقر علیه السلام : هركس رفتار آزاردهنده ای از همسرش را تحمل کند، حتى اگر به اندازه شکیبایی بر يك سخن ناگوارش باشد، خداوند او را از آتش رهايى می بخشد، بهشت را برايش حتمى میسازد، دویست هزارحسنه برايش ثبت میکند، دویست هزار گناه از او محو مینمايد و دویست هزار درجه مقامش را (نزد خود) بالا میبرد.

مكارم الأخلاق ص216


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مهر1393 توسط سید علیرضا هاشمی پور شوشتری

متنی زببا از آقای علی اکبر زین العابدین :

اگر بچه‌ای تکلیف نمی‌نویسد، گیر ندهید، خودش می‌داند و معلمش. اگر بچه‌ای از خوابِ نازِ صبح بیدار نمی‌شود، خودش می‌داند و ناظمش. اگر درس نخواند، خودش می‌داند و کارنامه‌اش. به پدر و مادرش مربوط نیست.

به پدر و مادرش این مربوط است که با هم در خانه دعوا نکنند، تفریحات خارج از سن و سال بچه ایجاد نکنند، وسط هفته تا دیروقت مهمانی نباشند، بچه‌شان را کتابفروشی و موزه و پارک ببرند، در خانه میوه داشته باشند، با بچه‌شان بازی کنند، شب‌ها موقع شام همه دور سفره‌ی غذا گفتگو کنند، با پوست میوه شکل‌های عجیب و غریب درست کنند، هر از گاهی با معلم‌ِ بچه دیدار کنند، به بچه یاد دهند توی اتاقش گلدان داشته باشد و هر روز از آن مراقبت کند، برایش اسباب‌بازی‌هایی بخرند که دستِ بچه ورزیده شود، خودشان هم – بلا نسبت! – یک وقت‌هایی کتاب بخوانند. با بچه شوخی کنند. هی نگویند: «پول نداریم.»، سر بچه منت نگذارند که برایت فلان و بهمان کرده‌ایم، حواسشان باشد دوست‌های خوب دور و بر بچه باشد... همین!


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مهر1393 توسط سید علیرضا هاشمی پور شوشتری

شورای دانش اموزی درراه است .......... تبلیغات خود را به آقای نظیمی بدهید......
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 30 مهر1393 توسط سید علیرضا هاشمی پور شوشتری

 

آن کدام دِه است که در راهش نماز باطل است ؟


برچسب‌ها: مسابقه با جایزه
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 مهر1393 توسط جواد رضایی

حدیث (9) امام صادق عليه السلام :

إنَّ فی کِتابِ عَلیٍّ إنَّ أشَدَّ النَّاسِ بَلَاءً النَّبیّونَ ثُّمَ الوَصیُّونَ ثُّمَ الأمثَلُ فَالأمثَلُ وَ إنَّما یُبتَلَی المُومِنُ عَلَی قَدر أعمالِهِ الحَسَنَةِ فَمَن صَحَّ دِینُهُ وَ حَسُنَ عَمَلُهُ أشتَدَّ بَلَاؤُهُ وَ ذَلِکَ أنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَم یَجعَل الدُّنیا ثواباً لِمُؤمِن وَ لَا عُقُوبَة لَکافِر وَ مَن سَخُفَ دینُهُ وَ ضَعُفَ عَمَلُهُ قَلَّ بَلَاؤُهُ وَ أنَّ البَلَاءَ أسرَعُ إلَی المُومِنُ التَّقیِّ مِنَ المَطَرِ إلَی قَرَار الأرض.

درکتاب علی آمده: شدیدترین بلاها در بین آفریدگان، نخست به پیامبران و سپس به اوصیاء می رسد و آنگاه به مثل و شبیه ترین مردم به آنها. مومن به مقدار نیکی هایش آزموده می شود. هر که دینش درست و کارش نیک باشد، بلایش شدیدتر است، چرا که خدای عزوجل دنیا را مایه پاداش مومن قرار نداده و نه وسیله عذاب کافر. اما آن که دینش نادرست و کارش سست باشد، بلایش اندک است. بلا به انسان مومن پرهیزکار زودتر می رسد تا باران به سطح زمین.

اصول کافی(ط-الاسلامیه) ، ج2 ،ص259(باب شدة ابلاء المومن حدیث29)


برچسب‌ها: حدیث
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 29 مهر1393 توسط سید علیرضا هاشمی پور شوشتری

این سوال هارا خودم برایتان نوشتم ودر اورده ام واز جای دیگری کپی نکرده ام.اگردوست دارید ان را پرینت گرفته وجواب ان را بنویسید.

نمونه سوال عربی هشتم 

1-مخالف کلمات زیررابنویسید..............



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

امروزچندچیستان جالب برایتان اماده کرده ام.جواب ان هارا در30مهردرسایت می گذارم .برای تماشای انهابه ادامه مطلب مراجعه فرمایید.



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ دوشنبه 28 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

 

 

صیغه ی فعل ماضی

صیغه

ریشه

علامت فعل

فعل

ضمیر

ترجمه

مفرد مذکر غایب

ذَهَبَ

ندارد

ذَهَبَ

هو

او رفت (یک مرد)

مثنای مذکر غایب

ذَهَبَ

ا

ذَهَبا

هما

آن دو رفتند (مرد)

جمع مذکر غایب

ذَهَبَ

و

ذَهَبوا

هم

آنها رفتند (جمع مردان)

مفرد مونث غایب

ذَهَبَ

ت

ذَهَبَت

هی

او رفت ( یک زن )

مثنی مونث غایب

ذَهَبَ

تا

ذَهَبَتا

هما

آن دو رفتند ( زن)

جمع مونث غایب

ذَهَبَ

نَ

ذَهَبنَ

هنَّ

آنها رفتند (جمع زنان )

مفرد مذکر مخاطب

ذَهَبَ

تَ

ذَهَبتَ

أنتَ

تو رفتی ( یک مرد)

مثنی مذکر مخاطب

ذَهَبَ

تُما

ذَهَبتُما

أنتما

شما رفتید ( دو مرد)

جمع مذکر مخاطب

ذَهَبَ

تُم

ذَهَبتُم

أنتم

شما رفتید (جمع مردان)

مفرد مونث مخاطب

ذَهَبَ

تِ

ذَهَبتِ

أنتِ

تو رفتی ( یک زن)

مثنای مونث مخاطب

ذَهَبَ

تُما

ذَهَبتُما

أنتما

شما رفتید ( دو زن )

جمع مونث مخاطب

ذَهَبَ

تُنَّ

ذَهَبتُنَّ

أنتنَّ

شما رفتید ( جمع زنان )

متکلم وحده

ذَهَبَ

تُ

ذَهَبتُ

أنا

من رفتم

متکلم مع الغیر

ذَهَبَ

نا

ذَهَبنا

نَحنُ

ما رفتیم



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ شنبه 26 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

نوشته شده در تاريخ جمعه 25 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

ر دو دهه اخير، پيشرفتهاي تكنولوژي وسايل و مواد با ابعاد بسيار كوچك به دست آمده است و به سوي تحولي فوق العاده كه تمدن بشر را تا پايان قرن دگرگون خواهد كرد ، پيش مي رود . براي احساس اندازه هاي مادون ريز ، قطر موي سر انسان را كه يك دهم ميليمتر است در نظر بگيريد....



ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ جمعه 25 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

نوشته شده در تاريخ جمعه 25 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

دانستني ها

 
 
تعداد چينيهايي که انگليسي بلدند از تعداد امريکايي هايي که انگليسي بلدند بيشتر است.
 
دوئل کردن در پاراگوئه آزاد است به شرط اينکه طرفين خون خود را به گردن بگيرند .
 
فيلها تنها حيواناتي هستند که نميتوانند بپرند .
 

کوتاهترين جمله کامل در انگليسي am است .


برچسب‌ها: علمی

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

این شعر به صورت عمودی وافقی یک جور خوانده می‌شود (ماتریس متقارن ادبی)
 
 
از چهره  افروخته     گل را    مشکن!
افروخته  رخ مرو   تو دیگر    به چمن!
گل را   تو دگر مکن خجل  اي مه من!
مشکن  به چمن اي مه من  قدر سخن !

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

عجایب شگفت انگیز قرآن

 

  کلمات و دفعات تکرار در جمع آیات قرآن مجید

 

دنیا (یکی ازنام های زندگی): ١١۵

   

 آخرت (نامی برای زندگی پس از این جهان): ١١۵

  
ملائکه:    ٨٨     ،     شیاطین: ٨٨

  
زندگی:     ١۴۵  ،          مرگ: ١۴۵

 

  سود: ۵٠          ،          زیان: ۵٠

 
ملت (مردم):۵٠،      پیامبران: ۵٠

  


برچسب‌ها: گوناگون

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

خداوند از انسان چه می خواهد؟!...»
شبی از شبها، شاگردی در حال عبادت و تضرع  وگریه و زاری بود.
در همین حال مدتی گذشت، تا آنکه استاد خود را،  بالای سرش دید، که  با
تعجب و حیرت؛  او را،  نظاره می کند !
استاد پرسید : برای چه این همه  ابراز ناراحتی و گریه و زاری می کنی؟
شاگرد گفت : برای طلب بخشش و گذشت خداوند از گناهانم، و  برخورداری از لطف خداوند!
استاد گفت : سوالی می پرسم ، پاسخ ده؟
شاگرد گفت : با کمال میل؛  استاد.
استاد گفت : اگر مرغی را، پروش دهی ، هدف تو  از  پرورشِ آن  چیست؟
شاگرد گفت: خوب معلوم است استاد؛ برای آنکه از گوشت و تخم مرغ آن بهره مند شوم .
استاد گفت: اگر آن مرغ، برایت گریه و زاری کند، آیا از تصمیم خود، منصرف خواهی شد؟
شاگردگفت: خوب راستش نه...!نمی توانم هدف دیگری از پرورش آن مرغ، برای
خود، تصور کنم!
استاد گفت: حال اگر این مرغ ، برایت تخم طلا دهد چه؟ آیا باز هم او را،
خواهی کشت، تا از آن بهره مند گردی؟!
شاگرد گفت : نه هرگز استاد، مطمئنا آن تخمها، برایم مهمتر و  با ارزش تر
، خواهند بود!
استاد گفت :
پس تو نیز؛ برای خداوند، چنین باش!
همیشه تلاش کن، تا با ارزش تر از جسم ، گوشت ، پوست و استخوانت؛ گردی.
تلاش کن تا آنقدر  برای انسانها، هستی و کائنات خداوند، مفید و با ارزش شوی
تا  مقام و لیاقتِ  توجه، لطف و  رحمتِ  او را، بدست آوری .
خداوند از  تو  گریه و  زاری نمی خواهد!
او، از تو حرکت، رشد، تعالی، و  با ارزش شدن را می خواهد ومی پذیرد
« نه ابرازِ ناراحتی و گریه و  زاری را.....!!!»


برچسب‌ها: مذهبی
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 23 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

بر روی ما نگاه خدا خنده می زند،
    هر چند ره به ساحل لطفش نبرده ایم.
             زیرا چو زاهدان سیه کار خرقه پوش،
                    پنهان ز دیدگان خدا می نخورده ایم
                            پیشانی ار ز داغ گناهی سیه شود،
                                    بهتر ز داغ مهر نماز از سر ریا.
                                            نام خدا نبردن از آن به که زیر لب،
                                                     بهر فریب خلق بگوئی خدا خدا.
                                                            ما را چه غم که شیخ شبی در میان جمع،
                                                                   بر رویمان ببست به شادی در بهشت.
اومی گشاید اوکه به لطف و صفای خویش،
     گوئی که خاک طینت ما را ز غم سرشت.
           توفان طعنه، خنده ی ما را ز لب نشست،
                  کوهیم و در میانه ی دریا نشسته ایم.
                         چون سینه جای گوهر یکتای راستیست،
                               زین رو بموج حادثه تنها نشسته ایم.
                                     مائیم … ما که طعنه زاهد شنیده ایم،
                                            مائیم … ما که جامه تقوی دریده ایم؛
                                                   زیرا درون جامه بجز پیکر فریب،
                                                         زین هادیان راه حقیقت، ندیده ایم!
                                                               آن آتشی که در دل ما شعله می کشید،
                                                                        گر در میان دامن شیخ اوفتاده بود؛
دیگر بما که سوخته ایم از شرار عشق،
         نام گــــــناه کاره رسوا! نداده بود.
                بگذار تا به طعنه بگویند مردمان،
                       در گوش هم حکایت عشق مدام! ما.
                              هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
                                       ثبت است در جریده عالم دوام مافروغ

 


برچسب‌ها: گوناگون

ادامه مطلب...
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 22 مهر1393 توسط محمد یوسف حسینی هاشم زاده

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ

آپلود عکس

خرید اینترنتی

فال حافظ

قالب وبلاگ